ایسنا+ > ایسنا+

سیلیِ سیل – ورگ

سرگردان میان خرابه‌ها می‌چرخد و زیر لب چیزی می‌گوید. انگار که دنبال چیزی بگردد. سرش را به حالت افسوس تکان می‌دهد. همه آنچه که عایدش می‌شود، یک موکت نمور و چهارچوب پنجره است. هردویشان را برمی‌دارد و دوان دوان می‌آورد کنار چهارچوب دری که همین چند روز پیش از جا درآمد. نگاه بی‌رمقی به همه دارایی‌اش می‌اندازد و بدجور فکری می‌شود.

بیش از ۱۰ روز از آن روزی می‌گذرد که سیل مهیب، «پلدختر» را بلعید و میهمان ناخوانده نوروزی مردم شد. شهری که بیشترین آسیب را از سیل و آبگرفتگی در استان لرستان متحمل شده است. حالا دیگر در خیلی از بخش‌های شهرستان «پلدختر» چیزی به اسم زندگی وجود ندارد و بیشتر اهالی در حال ترمیم صدمه‌های سنگینی هستند که از سیل دیده‌اند.

هرچند که این روزها آسمان در همه‌جای پلدختر، یک رنگ نیست و این شهر شاهد دو چهره متفاوت از زندگی مردم است؛ در یک سو کودکان لابلای گل و لای به دنبال تکه‌های گمشده‌ای از کودکی‌شان می‌گردند و در سویی دیگر، شرایط شهر به حالت عادی برگشته و تاب و سرسره، بچه‌ها را سرگرم می‌کند.

با گذشت بیش از ۱۰ روز از حادثه پلدختر هنوز بسیاری از اهالی در میان ویرانی‌های به جامانده از سیل به دنبال تکه‌های گمشده زندگی‌شان می‌گردند؛ تکه‌هایی که بشود به هم وصلشان کرد و دوباره چیزی شبیه زندگی ساخت.

«آقاعبدالله» که در این عکس می‌بینید یکی از همین آدم‌هاست؛ آدم‌هایی که سرگردان میان خرابه‌ها می‌چرخند و هر از گاهی زیر لب چیزی می‌گویند. انگار که دنبال چیزی بگردند. سرشان را به حالت افسوس تکان می‌دهند اما همه آنچه که عایدشان می‌شود، یک موکت نمور و چهارچوب پنجره است. هردویشان را برمی‌دارند و دوان دوان می‌آورند کنار چهارچوب دری که همین چند روز پیش از جا درآمده است. نگاه بی‌رمقی به همه دارایی‌شان می‌اندازند و بدجور فکری می‌شوند.

داشته، دیوار داشته، یک زمانی برای خودش یک خانه درست و حسابی بوده اما امروز که «عبدالله» ها دارند دارایی‌هایشان را می‌شمارند، چیز زیادی عایدشان نمی‌شود جز همین چهارچوب‌ها و موکت‌های نمور. انگار سیل بر صورت زندگی‌شان سیلی سختی نواخته است و معلوم نیست التهاب جای این سیلی، چه زمانی خوب شود.

You may also like...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code