استان ها > اصفهان

آنجایی که عشق حک می‌کنند

هنوز با ۸۲ سال سن، گوشه‌ای از بازار، در حجره‌ای همراه با پسرش مشغول قلم‌زنی است و فکر می‌کند این، عاقبت فرار از مدرسه است. چه عاقبت خوبی!

به گزارش خبرنگار ورگ- به لطف نبود قانون کپی‌رایت در ایران، نمی‌توان ثابت کرد، عبدالرسول نم نبات، هنرمند کهنه‌کار اصفهانی، مبدع سبک شبکه بری در قلم‌زنی است. از سر فروتنی است اگر این جمله‌ها را می‌گوید: «با آن‌ها که بدون اجازه از طرح‌های ما استفاده می‌کنند مشکلی ندارم. فقط خواهش می‌کنم آثار فاخر بسازند، به قیمت واقعی بفروشند و حیثیت این سبک را نگه‌دارند».

به امید درآمد بهتر، درس را رها و حرفه قلم‌زنی را پیشه کرده. بااین‌حال، بیم و امید، در طول این سال‌ها رهایش نکرده است: «اوایل انقلاب، برخی گروه‌ها ریختند توی میدان و کارهایی که نقش شطرنج داشت، وسط میدان نیست و نابود کردند، صنایع‌دستی مرا هم. امیدی نمانده بود، تا سال ۱۳۶۲ که به دلیل فشار اقتصادی حاصل از جنگ، مردم توان خرید دلار را نداشتند و برای فرزندانشان که خارج از کشور زندگی می‌کردند، به‌جای دلار، صنایع‌دستی می‌فرستادند. ادامه این روند تا سال ۱۳۶۸ موجب رونق بسیار زیاد هنر قلم‌زنی شد. من هم در همان گیرودار، درس و مدرسه را رها کردم تا یک هنرمند حرفه‌ای شوم و شدم. اما چه سود؟»

شِکوه می‌کند از دلالانی که بلای جان هنرش شدند: «چون آن زمان قدرت انحصاری کردن سبک شبکه بری در قلم‌زنی را نداشتیم، دلالان، طرح‌ها را به روش‌های مختلفی از ما گرفتند و نابلدان را بر این کار گماشتند تا سود بیشتری به جیب بزنند. از سوی دیگر نهادهای دولتی هم سفارش بالا با قیمت کم پیشنهاد می‌دادند، به همین جهت بین دلالان و نهادها پیوند خوبی برقرار شد و کیفیت، نخستین قربانی این پیوند بود. البته ما هم تلاش کردیم در کارهایمان ظرافت بیشتری به خرج دهیم تا فرق طلا و مس عیان‌تر باشد.»

روی صحبتش با جوان‌ترهاست: «آن‌ها که تازه‌وارد این عرصه شده‌اند باید تلاش کنند نردبان ترقی دلال‌ها و واسطه‌ها نباشند و هر سفارشی را به هر قیمتی آماده نکنند. باعث غرور و افتخار ماست که چنین هنری در نصف جهان داریم. مسافری هم که از شهر یا کشور دیگری به مغازه ما می‌آید با دیدن هنر نو شگفت‌زده می‌شود. مبادا کاری کنیم که این حس شگفتی از بین برود. میدان نقش‌جهان یک موزه بزرگ است که نظیر آن را هیچ جای دیگر نمی‌شود پیدا کرد و وظیفه تک‌تک ماست که از اصالت این موزه حفاظت کنیم.»

با غرور، خاطره سال ۱۳۸۹ را تعریف می‌کند. وقتی‌که کسبه میدان نقش‌جهان در اعتراض به فروش اجناس چینی در محوطه میدان تجمع کردند و اداره کل میراث فرهنگی هم پای کار آمد و در حمایت از هنرمندان با متقلبان برخورد و چند مغازه را پلمب کرد.

به جد معتقد است که قانون ممنوعیت فروش اجناس چینی در محدوده میدان نقش‌جهان از آن سال رسمیت پیدا کرد: «اگر بستر اعتماد در این میدان گسترده شود، مشتری با دل قرص خرید می‌کند. خیالش راحت است که جنس تقلبی چینی را به اسم هنر دستی به او قالب نکرده‌اند. ناگفته نماند، افرادی از چین برای یادگیری این هنر به ایران آمدند، آموزش هم دیدند، اما وقتی برگشتند نتوانستند یک قلم‌زن حرفه‌ای باشند. می‌دانید چرا؟ چون من فکر می‌کنم که چینی‌ها فقط بلدند مثل ماشین کار کنند. صنایع‌دستی هم کار دست است نه ماشین، برای همین آن‌ها نمی‌توانند ادعایی در این حوزه داشته باشند.»

از اداره کل میراث فرهنگی انتظاراتی دارد، انتظاراتی که با کشیدن آهی ممتد، بیانشان می‌کند: «همه‌جا حرف از حمایت است، اما ظاهری. در باطن، حمایت خاصی از هنرمندان صنایع‌دستی نمی‌شود. برگزاری نمایشگاه، یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانند انجام بدهند، انجام هم می‌دهند اما به‌جای اینکه هنرمندان غرفه دار باشند، دلال‌ها آنجا هستند! فقط نمایشگاه‌های خصوصی از هنرمندان دعوت می‌کنند آن‌هم به این دلیل که می‌خواهند از آن‌ها مبالغ هنگفتی بگیرند.»

«در کل، درآمد این کار نسبت به زحمتی که دارد ناچیز است.» این را رضا نم نبات می‌گوید. پسری که از کودکی به‌صورت نیمه‌وقت نزد پدرش مشغول به کار بوده و از سال ۱۳۶۵، بعد از گذراندن ۱۳۰ واحد درسی، تحصیل در مقطع کارشناسی را کنار گذاشته و یک قلم‌زن تمام‌وقت شده. «اگر عاشق این کار نبودم و از آن لذت نمی‌بردم، تابه‌حال رهایش کرده بودم. کار صنایع‌دستی بسیار وقت‌گیر است، نمی‌گذارد دو شغله باشیم. یک شغل خانوادگی هم هست. علاوه بر پدرم که از ۴ سالگی شروع به کار قلم‌زنی کرده، خواهر، عموها و دیگر اعضای خانواده هم وارد این حرفه شده‌اند.»

می‌گویم: لابد شغل راضی‌کننده‌ای است. پاسخ می‌دهد: «نادیده نباید گرفت که صنایع‌دستی، ارزش‌افزوده بسیار بالایی دارد. من تعجب می‌کنم که چرا دولت به‌خوبی از آن حمایت نمی‌کند. پرواضح است که با این ظرفیت گسترده در حوزه صنایع‌دستی اگر صنعت توریسم ایران قوی شود به‌راحتی جزو منابع اول درآمد ارزی ما قرار خواهد گرفت. در اصفهان نیز به‌طور خاص، افزایش تعداد هتل‌های باکیفیت، امکانات تفریحی رفاهی و اندکی روی خوش می‌تواند موجب جذب توریست و رونق صنایع‌دستی شود.»

اینجا، گوشه‌ای از بازار، صدایی گوش را نوازش می‌دهد که صدای ساز نیست. پدری و پسری، عشق حک می‌کنند…

You may also like...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code